هر چیزی یه هدف مخصوصی داره، حتا ماشین ها

نوشته شده در (All, Film & Cinema, جملات ماندگار) توسط The Mass در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱

Hugo Cabret : Everything has a purpose, even machines. Clocks tell the time, trains take you places. They do what they’re meant to do, like Monsieur Labisse. Maybe that’s why broken machines make me so sad, they can’t do what they’re meant to do. Maybe it’s the same with people. If you lose your purpose, it’s like you’re broken

Hugo

هر چیزی یه هدف مخصوصی داره، حتا ماشین ها. ساعت ها زمان را اعلام می کنند و قطارها شما را جابه جا می کنند. آن ها همان کاری را می کنند که برایش ساخته شده اند، مانند جناب آقای لابیس (شخصیتی که در فیلم به دیگران کتاب هدیه می دهد). شاید به همین دلیل باشه که دیدن دستگاه هایِ خراب اینقدر ناراحتم می کنه، چراکه آن ها نمی تونن کاری رو که براش ساخته شده اند انجام بدهند. شاید انسان ها هم همین طور هستند. اگه هدفت رو گم کنی، مثه این می مونه که خراب و از کارافتاده شده باشی.

دیالوگ هوگو کابرت در فیلم هوگو (Hugo) – محصول ۲۰۱۱ آمریکا – برنده ۵ جایزه اسکار ۲۰۱۲ – کارگردان: مارتین اسکورسیزی

دیدگاه‌ها خاموش

از نو

نوشته شده در (All) توسط The Mass در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۹۱

با فکر تازه زندگی رو می سازیم و به بهانه نوشدن سال، از نو شروع می کنیم .


باورم اینه که سال ۹۱ ، بهترین  سال عمر مون  و پر از اتفاقات ویژه و موفقیتای چشم گیر  در ضمن ِسلامتی و نشاط رو خواهیم داشت. (خواهش می کنم انرژی مثبت فراموش نشه.)


bahar-sabz-green-shuru

سبز می شیم مثه طبیعت…

رضایتِ واقعی

نوشته شده در (All, Story & Novel, جملات ماندگار) توسط The Mass در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۰

-          می دانی چه چیزی به تو رضایت واقعی می دهد؟

-          چه چیزی؟

-          سهیم شدن آنچه را داری با دیگران.

3shambeha

از رمانِ “سه شنبه ها  با موری” نوشته میچ آلبوم ترجمه ماندانا قهرمانلو – ص ۱۷۴ – نشر قطره – چاپ هشتم

سورِ ایرونی

نوشته شده در (All, the one picture) توسط The Mass در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۰

soore-irooni


یه مهمونی ایرونی در سال ۱۳۰۴ شمسی؛ سرِ سفره همه چیز هست از نون و خربزه تا پلو و خورشتای خوشمزه و نوشیدنی سالم ایرونی یعنی دوغ تازه. دور سفره اما تماشایی تره، از نو عروس و تازه داماد بالای مجلس و بزرگترای بالای سفره تا میان سالها و بچه ها که سه نسل رو دور یه سفره خوش عطر و باصفا جمع کرده، دور سفره خوش سلیقه ی ایرونی …


liste-ghaza-irooni


یه لیست قیمت غذا در سال ۱۲۷۰؛ از بحث اجتماعی و فرهنگی و ایناش که بگذریم به پایه و اساس سفره بالا می رسیم که مایه اقتصادی داره، البته تاریخ اون سفره و این قیمتا حدود ۳۵ سال فاصله داره اما هرچه بوده سرعت تورم و گرانی مثه الان نبوده که به قول مامان ” حداقل اجناس یه بارکی گرون نمیشه، هرچند روز یه بار گرون میشه”.

پی نوشت: ای دل عبث مخور غم دنیا را  —– فکرت مکن نیامده فردا را؛ امروز ۲۵ اسفند سالروز تولد پروین اعتصامی گرامی باد، همو که پریدن را در “آرزوی پرواز” به ما آموخت و سرود:

کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
به جرأت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری

….

پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است

دیدگاه‌ها خاموش

وصالِ دوباره سیمین و جلال

نوشته شده در (All, Story & Novel) توسط The Mass در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰

“کاش دنیا دست زنها بود، زنها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند و قدر مخلوق خودشان را می دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملاً خالق نبوده اند، آنقدر خود را به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زنها بود، جنگ کجا بود؟ ” (پ.ن۲)


simin-jalal


از مرحوم خانم دکتر سیمین دانشور، مادر ادبیات داستانی ایران چه می شود گفت با این همه شکوه و عظمت در داستان نویسی و ترجمه و زندگی عاشقانه اش با همسرش – جلال آل قلم - جز گرامیداشتی کوتاه بر یادش که حالا فقط همین یاد از او باقی مانده و البته آثار ارزشمندش…

او متولد هشتم اردیبهشت سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز بود. خانم دانشور با تحصیل در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، در رشته ادبیات فارسی دکترا گرفت، چند سالی به تحصیل در دانشگاه های آمریکا در رشته های زیبایی شناسی و نمایشنامه نویسی پرداخت و پس از بازگشت به ایران، در هنرستان هنرهای زیبا و دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. آتش خاموش نخستین اثر داستانی او بود که در سال ۱۳۲۷ منتشر کرد. سیمین دانشور در همان سال با جلال آل احمد، نویسنده و مترجم ایرانی، آشنا شد – قصه آشنایی شان در آن اتوبوس را چندباری خوانده ام – و این آشنایی به ازدواج انجامید. سووشون (انتشارات خوارزمی، چاپ تیر ۱۳۴۸) معروف ترین رمان اوست که در سال درگذشت جلال آل احمد، منتشر شد. این رمان به هفده زبان ترجمه شده است و یکی از پرخواننده ترین آثار ادبیات داستانی است. شهری چون بهشت، به کی سلام کنم، جزیره سرگردانی، ساربان سرگردان و مجموعه مقالات “شناخت و تحسین هنر” از دیگر آثار اوست.
سیمین دانشور، عصر پنج شنبه ۱۸ اسفند پس از یک دوره بیماری در خانه اش در تهران – همان خانه که سالها پیش در همسایگی اش نیما یوشیج می زیست – از دنیا رفت. فردا یک شنبه ۲۱ اسفند از مقابل تالار وحدت پیکرش تشییع خواهد شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده خواهد شد. خداوند بیامرزتشان؛ او و همسرش را، یاد هر دو گرامی ….
آثار این نویسنده بزرگ قرن معاصر :
مجموعه داستان
آتش خاموش، اردیبهشت ۱۳۲۷
شهری چون بهشت، دی ۱۳۴۰
به کی سلام کنم؟، خرداد ۱۳۵۹
از پرنده های مهاجر بپرس ۱۳۷۶
رمان‌ها
سووشون تیر ۱۳۴۸ انتشارات خوارزمی
جزیرهٔ سرگردانی، ۱۳۷۲، انتشارات خوارزمی
ساربانْ سرگردان، ۱۳۸۰، انتشارات خوارزمی
کوه سرگردان، انتشارات خوارزمی (مفقود شده!)
ترجمه‌ها
سرباز شکلاتی، نوشته برنارد شاو، ۱۳۲۸
دشمنان، نوشته آنتوان چخوف، ۱۳۲۸
بتاتریس اثر آرتور شنیتسلر ،۱۳۳۲
رمز موفق زیستن اثر دیل کارنگی ،۱۳۳۲
کمدی انسانی اثر ویلیام سارویان، ۱۳۳۴
باغ آلبالو اثر انتوان چخوف ، ۱۳۴۷
بنال وطن، نوشته آلن پیتون
داغ ننگ، نوشته ناتانیل هاثورن
ماه عسل آفتابی (مجموعه داستان)، نویسندگان مختلف
آثار غیرداستانی
شناخت و تحسین هنر مجموعه مقالات ۱۳۵۷
غروب جلال، انتشارات رواق، ۱۳۶۰
شاهکارهای فرش ایران
راهنمای صنایع ایران
ذن بودیسم
مبانی استتیک


پی نوشت۱: حسرت بر دلمان ماند به دیدارش برویم و به این بهانه امضا و یادداشتی بر آثارش بگیریم. امری که این سال ها از آن استقبال می کرد و نگاهش به جوان ها همچو فرزند نداشته اش، مهربانانه و دلسوزانه بود،،، حیف و صد حیف….

پی نوشت۲: از رمان سووشون ، سیمین دانشور – انتشارات خوارزمی – چاپ دوم خرداد ۱۳۴۹- صفحه ۱۹۳